هر ساله از میان افسران زبده رنجر- دلتافورس- کلاه سبزها- کلاه قرمزها و ... ، از ایران-انگلیس-آمریکا تعداد محدودی به ستادی به نام کمربندسیاهان کانگ فوکاراتو،که مقر آن درتایوان و در معبدی که متعلق به لیونگ فو بود اعزام می شدند و در این معبد آموزشهای سخت را می دیدند.


درسال۱۳۴۹برای فراگیری آموزش های دوره مذکور به تایوان اعزام شد و کمربند مشکی خط قرمز(دکترا) را از این مرکز دریافت کرد و با بازگشت  به ایران ، تز خود را ارایه داد.


یارومه،  تا سال۱۳۵۱ به تنظیم کتاب " کاراته ذن کاراته" ، به عنوان اولین کتاب منتشر شده درزمینه ورزشهای رزمی در ایران پرداخت  که درسال۱۳۵۲به چاپ رسید (وی درهمین کتاب، از  "کن فو"  و بعضا از " کن فوکاراتو" نام می برد). همزمان کاراته سبک " گوجوریو "  را در یگان رزم تن به تن نیروی زمینی ارتش تدریس می نمود.


ایشان در آن زمان به خاطر وجود برخی مشکلات و حضور بعضی افراد، نمی توانست به صورت علنی تز خود را اعلام و کانگ فو را آموزش دهد، لذا درهمین کلاسها به نام کاراته، به تعدادی خاص کانگ فو را آموزش می داد.


در آن زمان کاراته به صورت انحصاری، در دست سازمان ویژه ای که مجوز آموزش آن را داشت، اداره می شد و ریاست آن را ارتشبد مین باشیان عهده دار بود.  گفته می شود شروع فعالیت کاراته در ایران سال۱۳۴۳ و بنیانگذار آن دکتر فرهاد وارسته می باشد
که تا سال۱۳۵۰ ، کمتر به صورت عمومی آموزش داده می شد ، ولی در دانشکده افسری، تعدادی محدود را با سفارش و روابط ،  تحت نظر یارومه ابراهیم میرزائی ،در باشگاه کاراته ثبت نام نمودند و راه اندازی آن به صورت عمومی، کم کم شروع شد ، به طوری که ازسال ۱۳۵۳برخی از افسران نظامی در استانهای مختلف کشور، نسبت به آموزش این فنون در سطح کشور اقدام نمودند.


شروع فعالیت کانگ فو توآ، ابتدا در تیپ نوحد، در اواخر سال ۱۳۵۱، با نام های کن فو کاراتو - دوره های رنجر - جنگ تن به تن و زنده ماندن در شرایط سخت آغاز شد. ایشان آموزش دوره مخصوص خودش را زیر نظر مربیان انگلیسی و دوره موانع و سقوط آزاد را زیر نظر مربیان آمریکایی گذرانده بود که بعدها به عنوان اصلی ترین فرد این دوره ها، فرماندهی این یگان را پذیرفت و سعی کرد در بدترین شرایط، نیروهای مخصوص را آموزش بدهد. وی در سال ۱۳۵2 دانشکده تن و روان را تاسیس نمود و رسما فعالیت خود را آغاز کرد.


ابراهیم میرزائی در سال۱۳۵۳مدال طلای افتخار را برای خدمات به ورزش، از اتحادیه اروپایی مبارزه و زورآزمایی دریافت میکند. یارومه تا این زمان دارای دکترای تن و روان- فوق لیسانس فلسفه- لیسانس علوم- و لیسانس روانشناسی می باشد.

 

ایشان در همان سال۱۳۵۳ ، با ارائه تز خود به کمیته المپیک لبنان در بیروت، گواهینامه و تاییدیه سبک خود را که در آن کمیته به ثبت میرساند، دریافت می کند و برای اخذ "دانشنامه پروفسورا "، تزعلمی وتکمیلی خود را به مرکز "لیونگ فو" در تایوان ارائه  مینماید. با تایید تز ایشان از سوی این مرکز، یارومه ابراهیم میرزائی به دریافت شالبند سرخ مفتخر شد و تنها راهبر کانگ فو توآ در جهان گردید.
وی در سال۱۳۵۶، با ارایه تزعلمی خود در دانشکده مریلند آمریکا، دو مدرک بین المللی دکترا در زمینه "فلسفه و فیزیک" و یک پروفسورا باعنوان "فیزیولوژی انرژی انسان در ابعاد روان" دریافت می کند.


ایشان می گوید: "من خیلی نادان در کانگ فو وارد شدم. یک فرد چینی مرا به این هنر علاقمند نمود. اوفقط نیروی فوق العاده آن را به من فهماند و سپس درپی آن، سخت به تلاش افتادم و از ایران خارج شدم و در کشورهای مختلف، با مکاتب این هنر آشنا شدم و پس از ارایه تز و پایه گذاری آن در ایران، ابتدا با ۵ نفر شروع به کار کردم و در حال حاضر(سال ۱۳۵۴) ، تعداد۱۱۷۳۰ نفر در مراکز کانگ فوتوآ به تمرین مشغول می باشند."


از سال۱۳۵۶ تا سال۱۳۵۷ ، وقفه ای در کانگ فوتوآ ایجاد شد. در پی اختلاف بین ابراهیم میرزایی و شاهپور غلامرضا (مسئول ورزش وقت)، دانشکده انشاء تن و روان تعطیل شد و جمعیت همراهان کانگ‌فو توآ در پارک‌ها، سالن‌های کوچک خصوصی و سوله‌های اجاره‌ای به فعالیت خود ادامه دادند. ولی بعد انقلاب ، مجددا فعالیتش را شروع نمود و به طور گسترده در مقر اصلی اش واقع درخیابان حجاب فعلی، از ساعت۵ صبح تا ساعت ۱۱ شب، تمریناتش برقرار بود. در این مرکز جمعیتی نزدیک به ده هزار نفر، فعالیت داشتند و بدین ترتیب این سبک ، در اقصی نقاط کشورگسترش یافت و در سال ۱۳۵۹، شالبند سبزهای کانگ فوتوآ به بیش ازسیصد نفر و جمعیت کانگ فوکاران در سراسر کشور، حدود یک میلیون نفر تخمین زده شد.

متاسفانه خط یکم از یازده خط قهوه ای بنام آناتاتوآ یا آنه توآی قهوه ای به تعداد اندکی از شالبند سبزهای آن زمان در ایران داده شد. از جمله راهدانان انگشت شماری که در آن زمان این تکنیک را داشتند میتوان از آقایان غلامرضا محمودی، کامران گرامی نژاد، فرهاد زندی، بابک کاوسی، جلال ساچمه ای، احمد صراف نیا، داود سماوات و احمد رضا خسروان نام برد.

 

تاریخ معاصر کانگ فو توآ:

پروفسور میرزایی از سال ۱۹۸۷ میلادی در اروپا زندگی میکنند. وی در سال ۱۹۹۲ میلادی، نام کانگ فو توآ  و آرم های کانگ فو توآ را، به " پاسربال" تغییر دادند. در گذشته ایشان نام " کن فو کاراتو"  را به  "کانگ فو توآ " و نام " کانگ فو توآ"  را به  "کون کفو توان" تغییر داده بودند.

پس از تغییر نام، در مراسمی مسئولیت آن را به آقای همایون خوشگوی واگذار کردند. در آن زمان همایون خوشگوی فعالیتی گسترده در زمینه ی کانگ فو توآ در شهر هامبورگ آلمان در مجموعه های ورزشی HTBU , ETV ،انجمن های فرهنگی ایرانیان برون مرز, سالن ورزشی استخر  CHRISTUS KIRCHE ، سالن ورزشی دانشگاه هامبورگ و همچنین در سالن ورزشی خوابگاه دانشجویان در  BORG WEG داشت.

در اواخر دهه ی ۹۰ میلادی پروفسور میرزایی، تصمیم به تکمیل ورزش کانگ فو توآ گرفت، ورزشی که در دوران نوپایی خود متوقف شده بود. وی خواستند به پیمانی که با خود بسته بودند جامه ی عمل بپوشاند و ده خط باقیمانده از یازده خط شالبند سبز تا قهوه ای را تکمیل کنند. تا داستان ناتمام کانگ فو توآ را پایانی مطلوب بخشد (دایره فیزیو لوژی انرژی از هفت مایگاه).

 آقای میرزایی تمامی طرحهای هندسی مربوط به تکنیکهای مراحل پس از وایمابتو و آنه توآی قهوه ای را از بایگانی قدیمی شان بیرون کشیده، بازنگری و کار دوباره را آغاز کردند. این همزمان با تمرینات ویژه و سختی بود که ایشان با همایون خوشگوی و تنی چند از همراهان گروهش در کوههای ایالت بایِرنBayern  یا  Bavariaدر جنوب آلمان آغاز نمود. این تمرینات در ابتدا بصورت راهپیمایی ها، دوندگی و نرمشهاهای طاقت فرسا، جهت ساختن پایه ای و اصولی ماهیچه ها، همراه با تغذیه ای مناسب بودند، سپس مسیر این تمرینات با انجام تکنیکهای مداوم از آناتوآ، آتادو، سوتو، سام سامائه، مایانه، کوانه، وست مایانه، وایمابتو، رکیما و آناتاتوآ (آنه توآی شال قهوه ای) شکل گرفت . با آموزش ده مرحله ی باقیمانده از یازده خط شالبند قهوه ای، دوران جدیدی بنام "هنا کونگ فو توآ"، جانشین پاسربال گشت.

هنگامیکه چرخ تکنیکهای شالبند قهوه ای بکار افتاد، آقای میرزایی باقیمانده ی مسئولیت طراحی تکنیکها را به همایون خوش گوی سپردند و وی را در طراحی کمک کردند (طرح هندسی تکنیکها بر اساس اَشکال پایه ای که آقای میرزایی طراحی کرده بودند بر جای خود ماند و در پایانِ این تکلیف، آقای ابراهیم میرزایی همایون خوشگوی را درجه ی فراراهبان نام دادند)

 

در سالهای دهه ی ۹۰ میلادی آقای ابراهیم میرزایی، آزمایشی تکنیکی از تکنیکهای "کون کفو توان" (کانگ فو توآ) همایون خوشگوی بعمل آوردند، ایشان تغییراتی اندک در دورانها، ترکیبات و تکنیکهای همایون خوشگوی داده و سپس دُرستی آنها را تأیید کردند.

پس از آزمون، آقای ابراهیم میرزایی دانشنامه ای تحت عنوان "فراراهبان" را به همایون خوشگوی تقدیم کرده و همچنین چند تن از همراهان گروه وی از جمله: خانم ناتاشا لنگنر، آقای شهرام بِهفر، خانم آنوشکا لنگنر، آقای علیرضا شیراحمدی، خانم کلودیا گُتس مولر، آقای محمود یزدچی، خانم سمیرا شکیبا، آقای کارستن کوستنر، خانم تارا هاوِلکا، آقای سِوِن اِردوین مایر، آقای مارک شتیلر، آقای شهروز آزاد و رامین اتحاد، موفق به دریافت دانشنامه در درجه های راهدان و سیر راهبان از جانب آقای ابراهیم میرزایی شدند.

در طی سالها فعالیت همایون خوشگوی و همراهان گروهش در زمینه های دانشکده ی انشای تن و روان، میتوان از تلاش بر روی بایگانی آثار دانشکده ی انشاء تن و روان نام برد. آقای ابراهیم میرزایی تکلیف تفکیک و دسته بندی کلیه ی آرشیو دانشکده ی انشاء تن و روان را به همایون خوشگوی سپردند تا وی هر مایگاه از هفت مایگاه را به صورت مستقل تنظیم کند.

 

گفتنی است، در دهه ی ۹۰ میلادی با توصیه و راهنمایی آقای ابراهیم میرزایی، همایون خوشگوی در موازاتِ نرمشهای هفده شماره ای و مبارزه ی سُنتی کانگ فو توآ، روشی نوین برای تمرینات مبارزه ای به نام فیتنس فایتینگ Fitness Fighting را پایه گذاشت. از ویژگیهای این سیستم فشارِ اِفراطی بر یک نقطه (ضربه ی پا، ضربه ی دست یا نرمش) و یا یک تمرین ویژه است یعنی همان کلید پیشرفت در همه ی هنرهای رزمی.

همایون خوشگوی سه دهه است که در هنرهای رزمی فعالیت دارد، وی هیچگاه برای خود واژه ی اُستاد را بکار نبرده و همواره از کسانیکه وی را اُستاد میخوانند درخواست دارد که این واژه را بکار نَبرند، او همه ی کسانی را که تلاش و کوشش میکنند، گرامی میدارد. وی با دُزدانی که واژه ی اُستاد را سوء استفاده کرده و خود را اُستاد میخوانند و با کسانیکه از همراهان بهره وری میکنند و فخر میفروشند، سَرِ ناسازگاری دارد . فلسفه ی وی در زندگی و هنگام آموزش، همواره بر مبنای برابری میان همگان است، در کلاسهای وی، (به گفته شاهدان و نویسنده مطالب ایشان) برابری و احترام متقابل بویژه به بانوان و کودکان، ارجحیت داشته و همیشه دست همراهان را باز میگذارد تا رشد کنند و همزمان با نظم در کلاسها، از کنترل دیگران بیزار است و آزادی اندیشه و دِگراندیشی را جزئی لاینفک در زندگی میداند.

 

راه ما ناپيدا نيست . بيش از دو گام هم نيست ، گامي به سوي خود و گامي در پيشگاه انسانيت.